|
امام شناسی در بیان حضرت رضا (علیه السلام) |
|
|
|
|
نگارش یافته توسط Administrator
|
|
28 خرداد 1387 ساعت 20:46 |
|
New Page 1
امام شناسی در بیان حضرت
رضا (علیه السلام)
امامت مقام انبیا و میراث اوصیا است ، امامت جانشینی خدا ، و رسول ، امیرمؤمنان ،
میراث حسن و حسین است . امامت در اختیار گرفتن امور دین ، نظام و انتظام جامعه
مسلمین ، اصلاح امور دنیا و به عزّت رساندن مؤمنین است .امامت مقام انبیا و میراث
اوصیا است ، امامت جانشینی خدا ، و رسول ، امیرمؤمنان ، میراث حسن و حسین است .
امامت در اختیار گرفتن امور دین ، نظام و انتظام جامعه مسلمین ، اصلاح امور دنیا و
به عزّت رساندن مؤمنین است .
امامت مقام انبیا و میراث اوصیا است ، امامت جانشینی خدا ، و رسول ، امیرمؤمنان ،
میراث حسن و حسین است . امامت در اختیار گرفتن امور دین ، نظام و انتظام جامعه
مسلمین ، اصلاح امور دنیا و به عزّت رساندن مؤمنین است .
امامت مقام انبیا و میراث اوصیا است ، امامت جانشینی خدا ، و رسول ، امیرمؤمنان ،
میراث حسن و حسین است .
امامت در اختیار گرفتن امور دین ، نظام و انتظام جامعه مسلمین ، اصلاح امور دنیا و
به عزّت رساندن مؤمنین است .
امامت اصل و اساس اسلام است و پایه های دین مقدس ، به آن بستگی دارد و فروعات آن به
امامت وابسته است .
با راهنمایی امام ، نماز ، زکات ، روزه ، حج و جهاد انجام می گیرد و صدقات اموال و
فیء از مردم اخذ می شود و در مصارف خود مصرف می گردد .
امام است که احکام و حدود دین را امضا می کند ، حقوق اشخاص را مراعات می نماید ، و
کشور اسلام را از دست دشمنان محفوظ نگه می دارد و مرزها را حفظ می کند .
امام حلال خدای متعال را حلال و حرام آن را حرام می کند ، در جامعه اسلامی حدود
خدای متعال را جاری می سازد ، از دین پروردگار دفاع می نماید ، مردم را با حکمت و
دانش به طرف پروردگار دعوت می کند و آنان را با پندهای نیکو و حجت های بالغه ،
راهنمایی می نماید .
امام مانند ستاره فروزان و آفتاب تابان است ، که روشنایی آن ، همه عالم را فراگرفته
، و خود در جای بلند است که دست احدی از مردم به آن نمی رسد و دیدگان آن را در نمی
یابد .
امام مانند ماه تابان ، نور فروزان ، چراغ درخشان و ستاره راه نما در شب های تاریک
، در بیابان ها و دریاها می باشد .
امام آب گوارا برای تشنگان، و دلیل هدایت، و نجات دهنده از لغزش ها است .
امام مانند آتش در بلندی است که مردم از آن هدایت می گردند و گرمایی است که به
وسیله آن کسب انرژی می کنند .
امام راهنمایی است که آدمی را از مهلکه ها نجات می دهد ، پس هر کس امام را ترک گوید
در هلاکت می افتد .
امام ابر بارنده ، باران ریزنده ، آفتاب درخشنده و آسمان سایه افکنده ، زمین پهن
شده ، چشمه جوشنده و باغ سرسبز و خرم است .
امام مونس ، رفیق ، پدر مهربان ، برادر همزاد و مهربان تر از مادر نسبت به فرزند
کوچک است .
امام پناه بندگان ، در هنگام رسیدن به مصیبت های بزرگ می باشد . امام امین خدا در
میان مخلوقات ، حجت پروردگار در میان بندگان و جانشین خدای متعال در دنیاست .
امام دعوت کننده مردم به طرف خدا ، و مدافع حریم حضرت حق است .
امام از گناهان پاک ، و از هرعیب و نقصی منزه است ; امام از علم مخصوص برخوردار و
به حلم بردباری موصوف است ، امام نظام دین و عزت مسلمین بوده و کافران و منافقان را
هلاک می سازد .
امام یگانه روزگار است که هیچ کس با او قرین نیست و عالمی با وی برابری ندارد .
مانند کسی نیست و کسی را نمی توان به جای او گذاشت . امام فضل دانش را بدون کسب و
تعلیم فرا می گیرد ، و خدای متعال وهّاب علم را به آنان عطا می کند .
پس چه کسی می تواند امام را بشناسد و یا بتواند امام را انتخاب کند ، چه قدر مردم
از مطلب دورند ؟
عقول مردم در این وادی سرگردان ، و اندیشه آنان از درک حقایق ناکام است .
خردها در این موضوع حیران ، و چشم ها کور ، بزرگان در این وادی کوچک ، حکما و
دانایان سرگردان ، بردباران از درک آن قاصر و سخنگویان از سخن گفتن عاجزند .
خردمندان به جهل خود اعتراف کرده ، و شعراء زبانشان بند آمده ، و ادیبان از فهم آن
ناتوان شده ، و بلیغان زبان بند گردیده اند .
اینان قدرت ندارند مقام آنها را وصف کرده ، یا فضیلتی از فضایل امام را بیان کنند ،
و به عجز و ناتوانی و تقصیر خود ، در این موضوع اعتراف دارند . چگونه می توانند
امام را با صفات او وصف کرده و یا او را به حقیقتاً تعریف نمایند .
علما و دانایان قدرت ندارند امر امام را درک کنند ، و کسی نیست که بتواند جای امام
را بگیرد و جامعه را از وجود او بی نیاز کند . مردم نخواهند توانست حقیقت وجودی
امام را بشناسند .
امام مانند ستاره است ، که کسی نمی تواند بر آن دست یابد و یا حقیقتاً او را وصف
کند ، پس مردم از کجا قدرت دارند امام را انتخاب نمایند ، و کجا عقل آنها به این
موضوع خواهد رسید ، و در کجا مانند این یافت می گردد؟!
آیا گمان می کنید این فضایل و خصوصیات در غیر آل رسول (صلی الله علیه وآله) پیدا می
شود ؟ به خدای متعال سوگند ! نفس آنها خودشان را تکذیب کرده ، و اباطیل ، آنان را
به آرزوهای دور و دراز کشانده .
مردم به جایگاه بلند و گذرگاه سختی بالا رفته اند ، که از آن مقام بلند قدم هایشان
خواهد لغزید ، و بر زمین افکنده خواهد شد .
در انتخاب امام به عقل ناقص خود مناضله کردند ، و به رأی باطل خویش به مبارزه
برخاستند ، و چیزی جز دوری از حق را به دست نیاوردند ، خدای متعال آنان را بکشد که
دروغ و افترا بستند .
آنان مقام مشکلی را برای خود اتخاذ کرده ، و سخنان دروغ گفته و افترا بستند از طریق
حق و صراط مستقیم منحرف شدند و در حیرت و سرگردانی فرورفتند ، و از روی بصیرت و
بینش ، امام را ترک کردند .
شیطان کارهای آنها را در نظرشان زیبا جلوه داد ، و آنان را از راه حق بازداشت ; در
حالی که آنها راه درست را تشخیص داده بودند و حق را از ناحق تمیز می داند .
آنها از امامی که خدای متعال و پیغمبرش اختیار کرده بودند ، اعراض نموده و از امامی
که خود انتخاب کرده بودند متابعت نمودند ; در صورتی که قرآن ، آنان را مخاطب قرار
داده و فرمود: ( وَرَبُّکَ یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ وَیَخْتَارُ مَا کَانَ لَهُمُ
الْخِیَرَهُٔ سُبْحَانَ اللهَ وَتَعَالَی عَمَّا یُشْرِکُونَ )(۱) .
و نیز فرمود: ( وَمَا کَانَ لِمُؤْمِن وَلاَ مُؤْمِنَهٔ إِذَا قَضَی اللهُ
وَرَسُولُهُ أَمْراً أَن یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَهُٔ مِنْ أَمْرِهِمْ(۲) .
و همچنین فرموده: ( مَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ * أَفَلاَ تَذَکَّرُونَ * أَمْ
لَکُمْ سُلْطَانٌ مُبِینٌ * فَأْتُوا بِکِتَابِکُمْ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ )(۳) .
و نیز فرمود: ( أَفَلاَ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَی قُلُوب أَقْفَالُهَا
)(۴) .
یا این که فرموده: ( وَطُبِعَ عَلَی قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَیَفْقَهُونَ )(۵) .
یا این که: ( قَالُوا سَمِعْنَا وَهُمْ لاَیَسْمَعُونَ * إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ
عِندَ اللهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لاَیَعْقِلُونَ * وَلَوْ عَلِمَ اللهُ
فِیهِمْ خَیْراً لاََسْمَعَهُمْ وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَهُمْ
مُعْرِضُونَ )(۶)
.
یا این که: ( قَالُوا سَمِعْنَا وَعَصَیْنَا )(۷) .
امامت فضل خدای متعال است که به هر کس بخواهد عطا کند ، و پروردگار دارای فضل بزرگی
است . آنان چگونه می توانند ، امام را انتخاب کنند ، در صورتی که امام عالم است و
نادانی در آن راه ندارد ، و نگهبانی است که از زیردستان حمایت کرده و آنها را تنها
نمی گذارد .
امام معدن قداست ، پاکی و مرکز عبادت ، زهد و علم است . امام به دعوت مخصوص پیغمبر
معرفی شده ، و از ذریه پاک حضرت زهرای بتول می باشد . در نسب آن هیچ غل و غشی وجود
ندارد ، و هیچ صاحب حسبی از نظر شرافت و برتری به آن نمی رسد .
امام از خاندان قریش ، نسل هاشم و از عترت رسول الله است و با رضایت خدای متعال
برگزیده می شود .
امام شریف ترینِ اشراف ، و فردی از خاندان عبدمناف است ، علمش همواره در تکامل ، و
حلمش کامل می باشد . در امر امامت متبحر ، در سیاست ماهر و عالم است .
اطاعتش بر بندگان واجب ، و همواره به امر خدای متعال قیام و اقدام می کند ، بندگان
خدا را نصیحت کرده ، و دین خدا را حفظ می نماید .
پیامبران و پیشوایان (علیهم السلام) همواره موفق به توفیقات الهی هستند ، و از علوم
خفیه پروردگار ، حکمت و دانش او برخوردار می گردند ، و دیگران از این موهبت محروم
می باشند ، علم و دانش آنان ، از اهل زمانشان بالاتر است . خدای متعال می فرماید :
( أَفَمَن یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَن یُتَّبَعَ أَمْ مَن لاَ یَهِدِّی
إِلاَّ أَن یُهْدَی فَمَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ )(۸) .
و همچنین فرمود: ( وَمَن یُؤْتَ الْحِکْمَهَٔ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً )(۹) .
خدای متعال درباره طالوت فرمود: ( إِنَّ اللهَ اصْطَفَاهُ عَلَیْکُمْ وَزَادَهُ
بَسْطَهًٔ فِی الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَن یَشَاءُ وَاللهُ
وَاسِعٌ عَلِیمٌ )(۱۰)
.
و به پیامبر خود فرمود: ( وَأَنْزَلَ اللهُ عَلَیْکَ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَٔ
وَعَلَّمَکَ مَا لَمْ تَکُن تَعْلَمُ وَکَانَ فَضْلُ اللهِ عَلَیْکَ عَظِیماً )(۱۱) .
و درباره ائمه اهل بیت فرمود: ( أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَی مَا آتَاهُمُ
اللهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنَا آلَ إِبرَاهِیمَ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَٔ
وَآتَیْنَاهُم مُلْکاً عَظِیماً * فَمِنْهُم مَنْ آمَنَ بِهِ وَمِنْهُم مَن صَدَّ
عَنْهُ وَکَفَی بِجَهَنَّمَ سَعِیراً )(۱۲)
.
هرگاه خدای متعال بنده ای را برای امور بندگانش انتخاب کرد ، به او شرح صدر عطا می
کند ، و دل او را از علم و حکمت سیراب می گرداند ، و از علوم خود به او الهام می
نماید ، پس از این ، از پاسخ سئوالات باز نمی ماند و در طریق ثواب ، حیران و
سرگردان نمی باشد .
امام معصوم ، مؤید ، موفق و مسدد است ، از خطا و لغرش مأمون و از اشتباه و خطا مصون
می باشد ، خدای متعال او را چنین خلق کرده که تا برای بندگانش حجت باشد ، و شاهد در
میان مردم گردد ، و این فضیلتی است که خدای متعال صاحب فضل بزرگ است . آیا مردم
توانایی دارند چنین امامی را با این صفات اختیار کنند ؟ و یا کسی را که اختیار کرده
اند ; دارای این صفت می باشد ؟ تا او را بر دیگران مقدم دارند ؟
به خدا سوگند ! از حق تجاوز کردند ، و کتاب خدای متعال را پشت سرافکندند . گویا نمی
دانند چه کاری مرتکب شده اند ، هدایت و شفاء در کتاب خدای متعال است ; لکن مردم آن
را کنار گذاشتند و از هوی و هوس خود پیروی کردند .
خدای متعال آنان را مذمت و سرزنش کرده و از خود دور نموده و فرمود: ( وَمَنْ
أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَیْرِ هُدیً مِنَ اللهَ إِنَّ اللهَ لاَ
یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ )(۱۳)
.
و نیز فرمود: ( فَتَعْساً لَهُمْ وَأَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ )(۱۴) .
و فرمود: ( کَبُرَ مَقْتاً عِندَ اللهَ وَعِندَ الَّذِینَ آمَنُوا کَذلِکَ یَطْبَعُ
اللهُ عَلَی کُلِّ قَلْبِ مُتَکَبِّر جَبَّار )(۱۵) .
با مطالعه در عناوین روایات بسیار مهم کافی ، درباره ائمه معصومین ، متوجه این
حقایق می شویم :
وجوب پیروی از ائمه ، امامان شهدای حق بر خلقند ، ائمه هادیان راه حقند ، والیان ،
حاکمان و گنجینه های علوم الهی اند ، خلفای خدا در زمین ، ابواب دانش و رحمتند ،
نور الهی در بین خلقند ، ارمکان زمین اند ، محسود حاسدان اند ، آیات حق در قرآنند ،
بودن با آنان واجب است ، اهل ذکرند ، راسخین در علمند ، علم در سینه آنان ثابت است
، وارث کتاب و برگزیدگان حضرت معبودند ، قرآن مردم را به واسطه آنان هدایت می کند ،
نعمت ذکر شده در کتابند ، محل عرض اعمالند ، معدن علم ، شجره نبوت و مختلف الملائکه
اند ، وارث علومند ، عالم به تمام زبان ها و دارای علوم کتاب آسمانیند ، تمام علوم
قرآن نزد آنهاست ، صاحب اسم اعظمند ، دارای علوم انبیا ، رسل و فرشتگانند ، آگاه به
غیبند .
آری ! واقعیات و حقایقی که در سطور گذشته از آیات و روایات خواندید ،همه درامام
معصوم تجلی دارد ، سرچشمه ولایت مطلقه در وجود مقدس آنان است ، ولایتی که از پیامبر
به آنان رسیده ، و از حضرت حق به پیامبر ; پس در حقیقت ولایت امام معصوم ، همان
ولایت پیامبر و ولایت پیامبر ولایت خداست ، که آیین حق ، نظام هستی و حیات انسانی
مردمان ، در سایه این ولایت قابل حفظ است .
در حقیقت ائمه معصومین (علیهم السلام) بودند که بدون اندک تمایل شخصی ، و با گذشت و
فداکاری ، نگهبانی دین را در قلمرو احکام و وظایف به عهده گرفته و تا نفس های آخر
با انحراف و شیوع بدعت های ویرانگر ، مبارزه کردند .
در شرایطی که اجتماع دورانشان مساعد و آماده پذیرش بوده است ، مأموریت خود را در
سطح اجتماع انجام داده اند ، و در هر زمانی که شرایط اجتماعی با اجرای مأموریت آنان
مساعد نبوده ، به تربیت افرادی می پرداختند که بتوانند در صورت امکان ، نگهبانی دین
را عهده بگیرند ، و آن را انجام دهند .
در سرگذشت زندگی هر یک از ائمه معصومین (علیهم السلام) ، تربیت شدگانی دیده می شوند
، که به اصطلاح ، هر یک از آنان ، شایسته منصب پیشتازی در سازندگی های انسانی بوده
اند(۱۶)
.
آری ! با توجه ائمه طاهرین به این معنی که بشر به طور ضروری ، جهت اداره امور حیات
، در همه زمینه ها ، به طور صحیح احتیاج به حکومت دارد ، و به ارشاد معنوی نیازمند
است ، و این که دین خدا باید تا قیامت از انحراف و بدعت ها مصون بماند ، با نور
فرهنگ پاک الهی خود ، انسان هایی تربیت کردند ، تا اهداف آنان را تعقیب نمایند .
آنان فقه و فرهنگی از خود به جای گذاشتند که از آن تعبیر به فرهنگ اهل بیت و مدرسه
ائمه معصومین می شود ، تا از برکت آن فقه ، فرهنگ و مدرسه ، شخصیت های فقهی ،
فرهنگی و علمی با عنایت خدا به وجود آیند ; تا در هر عصری بدعت مبدعان ، شرک مشرکان
، کفر کافران و اباطیل باطلان ، حکومت ستمگران ، ظلم ظالمان ، استعمار و استثمار
شیطان صفتان را در هم شکنند . آئین حق را از انحراف حفظ کنند ، خفتگان را بیدار
نمایند و همراه با جهاد نفس ، جهاد با زبان ، جهاد با قلم و مال از چراغ پرفروغ حق
نگهداری کرده ، و نفوس مستعده را با فقه ، علم ، درایت ، بینش و بصیرت خود تربیت و
به رشدکمال برسانند .
ائمه معصومین با کمک آیات قرآن مجید ، و روایات بسیار مهمی که از خود به جای
گذاشتند ، که معتبرترین کتب حدیث آنها را با سلسله سند صحیح نقل کرده اند ، این
گونه شخصیت های فقهی ، علمی ، بصیر و دانا را با تمام وجود تأیید کرده ، و موجودیت
آنان را در عصری جهت حکومت بر امت و ارشاد معنوی آنان ،تقنین قوانین لازم بر اساس
اجتهاد ، به عنوان نایب عام و جانشین امام ، و در یک کلمه فقیه جامع الشرایط ، به
رسمیت شناخته ، و همراه با بیان یک سلسله شرایط ، که در روایات آمده و در فصل بعد
به قسمتی از آن اشاره می شود ، آنان را به امت شناسانده و ولایت ، امارت و حکومتشان
را همچون ولایت و حکومت خود و رسول الله دانسته ، پیروی از آنان را بر همگان واجب
کرده و ردّ آنان را در هر زمینه ای رد خود دانسته اند .
این همان معنایی است که در کتب فقهی استدلالی ، از آن تعبیر به « ولایت فقیه » شده
است که در عصر غیبت ، چونان زمان پیامبران و امامان باید محور حیات و حرکت و رشد و
کمال امت و مصونیت وی از هر خطری باشد .
منبع: کتاب بر بال اندیشه
۱
- « و پروردگارت آنچه را بخواهد می آفریند و [آنچه را بخواهد ]بر می گزیند ، برای
آنان [در برابر اراده او در قلمرو تکوین و تشریع] اختیاری نیست ; منزّه است خدا و
برتر است از آنچه برای او شریک می گیرند » [قصص (۲۸)
:
۶۸]
.
۲
- « و هیچ مرد و زن مؤمنی را نرسد هنگامی که خدا و پیامبرش کاری را حکم کنند برای
آنان در کار خودشان اختیار باشد » [احزاب (۳۳)
:
۳۶]
.
۳
- « شما را چه شده ، چگونه حکم می کنید؟ * پس آیا متذکّر [حقایق] نمی شوید ؟ * یا
شما [بر این ادعای خود] دلیل روشنی دارید ؟ * پس اگر راستگویید ، کتابتان را [که
این سخنان را با تکیه بر آن می گویید به میان] آورید » [صافات (۳۷)
:
۱۵۴
ـ
۱۵۷]
۴
- « آیا در قرآن نمی اندیشند [تاحقایق را بفهمند] یا بر دل هایشان قفل هایی قرار
دارد » [محمد (۴۷)
:
۲۴]
.
۵
- « بر دل هایشان مهر تیره بختی زده شده پس [به همین سبب] آنان [منافع جهاد در راه
خدا و بهره های آخرتی آن را] نمی فهمند » [توبه (۹)
:
۸۷]
.
۶
- « گفتند : شنیدیم در حالی که [از روی حقیقت ]نمی شنوند . * قطعاً بدترین
جُنبندگان نزد خدا ، کرانِ [از شنیدن حق] و لالانِ [از گفتن حق] هستند که [کلام حق
را] نمی اندیشند ! * اگر خدا [نسبت به پذیرفتن هدایت ، شایستگی و ]خیری در آنان می
دید ، یقیناً ایشان را شنوای [حقایق و معارف ]می کرد ، و اگر [با لجبازی و عنادی که
فعلاً دارند ]آنان را شنوا کند ، باز اعراض کنان روی [از حق ]می گردانند » [انفال (۸)
:
۲۱
ـ
۲۳]
.
۷
- « گفتند : شنیدیم و [در باطن گفتند :] نافرمانی کردیم » [بقره (۲)
:
۹۳]
.
۸
- « پس آیا کسی که به سوی حق هدایت می کند ، برای پیروی شدن شایسته تر است یا کسی
که هدایت نمی یابد مگر آنکه هدایتش کنند ؟ شما را چه شده ؟ چگونه [بدون بصیرت و
دانش ]داوری می کنید ؟ » [یونس (۱۰)
:
۳۵]
.
۹
- « و آنکه به او حکمت داده شود ،بی تردید او را خیر فراوانی داده اند » [بقره (۲)
:
۲۶۹]
.
۱۰
- « خدا او را بر شما برگزیده و وی را در دانش و نیروی جسمی فزونی داده ; و خدا
زمامداریش را به هر کس که بخواهد عطا می کند ; و خدا بسیار عطا کننده و داناست »
[بقره (۲)
:
۲۴۷]
.
۱۱
- « و خدا کتاب و حکمت را بر تو نازل کرد ، و آنچه را نمی دانستی به تو آموخت ; و
همواره فضل خدا بر تو بزرگ است » [نساء (۴)
:
۱۱۳]
.
۱۲
- « بلکه آنان به مردم [که در حقیقتْ پیامبر و اهل بیت اویند] به خاطر آنچه خدا از
فضلش به آنان عطا کرده ، حسد میورزند . تحقیقاً ما به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت
دادیم ، و به آنان فرمانروایی بزرگی بخشیدیم . * پس برخی از آنان [که اهل کتاب اند
]به او [که پیامبر اسلام و والاترین فرد از خاندان ابراهیم است] ایمان آورند ، و
گروهی از او روی گردانیده اند ، و دوزخ که آتشی سوزان و برافروخته است ، برای آنان
کافی است » [نساء (۴)
:
۵۳
ـ
۵۴]
.
۱۳
- « و گمراه تر از کسی که بدون هدایتی از سوی خدا از هواهای نفسانی خود پیروی کند ،
کیست ؟ مسلماً خدا مردم ستمکار را هدایت نمی کند » [قصص (۲۸)
:
۵۰]
.
۱۴
- « و بر کافران هلاکت و نابودی باد و [خدا ]اعمالشان را باطل و تباه ساخت » [محمّد
(۴۷)
:
۸]
.
۱۵
- « [این عمل زشتشان] نزد خدا و نزد اهل ایمان مایه دشمنی بزرگ است ; این گونه خدا
بر دل هر گردنکش زورگویی ، مُهر [تیره بختی] می نهد » [غافر (۴۰)
:
۳۵]
.
۱۶
- شرح
|